سيد علي اكبر قرشي
107
قاموس قرآن ( فارسي )
و استمداد از ساحت حق و استقامت و ثبات در كار . در بعضى روايات صبر روزه معنى شده است در تفسير عياشى از ابا عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده * ( « وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ » ) * فرمود : صبر روزه است . و از ابى الحسن عليه السّلام نقل كرده « الصّبر الصّوم . اذا نزلت بالرّجل الشّدة او النّازلة فليصم » قال : اللَّه يقول * ( « اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ ) * الصّبر الصّوم » . به نظر ميايد : منظور از روايت بيان مصداق باشد نه انحصار و اللَّه العالم . * ( « فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ » ) * بقره : 175 . راغب از ابو عبيده نقل كرده : صبر در آيه بمعنى جرئت است و آن لغتى است در صبر . در مجمع فرموده : آن عقيدهء حسن و قتاده است و على بن ابراهيم آن را از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده . * ( « وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا » ) * طور : 48 . راغب آن را انتظار معنى كرده . يعنى منتظر حكم خدا باش كه بر له تو و عليه كفّار حكم كند . در وجه آن گفته : چون انتظار از صبر منفك نيست بلكه آن نوعى صبر است . اصبع : انگشت . جمع آن اصابع است . * ( « يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ » ) * بقره : 19 . ايضا * ( « جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ » ) * نوح : 7 . اصابع فقط دو بار در قرآن آمده و مفرد آن در كلام اللَّه به كار نرفته است . در اقرب گويد : اين كلمه مؤنّث است . گاهى نيز مذكر آمده گاهى آن بمعنى اثر ميايد « فلان من اللَّه اصبع حسنة » فلان اثر نعمت خوب خداست . صبغ : بفتح اول رنگ كردن و بكسر آن بمعنى رنگ شده است ( مصبوغ ) ولى اقرب هر دو را مصدر گفته است « صبغ الثوب . . . صبغا : لونه » . * ( « صِبْغَةَ الله وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله صِبْغَةً وَنَحْنُ لَه عابِدُونَ » ) * بقره : 138 . صبغه دلالت بر نوع دارد بنظرم آن مفعول فعل محذوف است مثل « اعنى و الزموا » اين آيه بيان آيهء 136 است در آيهء 135 از اهل كتاب نقل شده كه ميگفتند